Amirreza Abbasi امیررضا عباسی

وب سایت شخصی امیررضا عباسی

شعری از آقای اصغر وفادار

با تشکر از دوست عزیزی که اشتباهم را گوشزد کردند. بنده با توجه به ایمیلی که برایم رسیده بود فکر می کردم این شعر زیبا مربوط به وحشی بافقی است که جناب علی آقا یاد آور شدند که این شعر مربوط به آقای علی اصغر وفادار می باشد. امیدوارم که منبع ایشان درست باشد و با تشکر از ایشان پست رو تصحیح کردم.

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید ********** همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد


مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید ********** مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید


بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ ********** پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ


جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد ********** شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید


روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد ********** اندرون دل مــن یک قـلم تـاک زنـیـــــــد


روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت ********** آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت

۲۵ Comments

Add a Comment
  1. خیلی زیباست، دستت درد نکنه
    از شعرش معلومه واقعا بلند نظر بوده، روحش شاد.

    1. بله. روحش شاد.

      1. آقای علی اصغر وفادار زنده هستند و همین الان در استهبان زندگی میکنند

  2. can’t belive a yazdi can says such a poem.

    1. چرا believe نمیکنی؟ انسان میتونه هر کاری بکنه به قول شاعر :

      اگر آن درنده خویی ز طبیعتت بمیرد ********** همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

      رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند ********** بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

      طیران مرغ دیدی تو زپای بند شهوت ********** بدر آی تا ببینی طیران آدمیت

  3. با تشکر
    به عنوان کسی که مطالعه اندکی در اشعار فارسی دارم شک دارم این شعر وصیت نامه وحشی بافقی باشد. ممنوم می شوم اگر سند این حرف را ذکر فرمایید

    1. سلام
      از منبع موثقی استخراج نکردم. یکی از دوستان ارسال کرده بودند بهم بنده هم استفاده کردم. شما اگر می دونید از وحشی بافقی نیست و از کیه بفرمایید تا اصلاح کنم.
      با تشکر. موفق باشید.

  4. آقای امیر رضا عباسی

    این شعر از وحشی بافقی نیست برادر جان چرا اطلاعات غلط به مردم میدهید این شعر از آقای علی اصغر وفادار شاعر استهباناتی است و شعر اصلی آن ابیاتی بیشتر از اینهائی دارد که شما نوشته اید لطفا نوشته تان را تصحیح کنید.

    1. ممنون از اطلاعاتی که در اختیارم قرار دادید. پست رو تصحیح کردم.

  5. ممنون از اینکه تصحیح کردید زنده و پاینده باشید

  6. سلام،خسته نباشین….سایت خوبیه…اگه میشه داستانهای معنوی در مورد عرفان و طاووس عارفان بزارین…ممنون بای

    1. چشم. سعی می کنم این تیپ داستانها رو هم بنویسم.
      ممنون از لطف شما

  7. این شعر که چند روزی است که خیلی مورد توجه قرار گرفته ، از وحشی بافقی نیست . این شعر از علی اصغر وفادار است.
    جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
    شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

    این بیت مسلما نمیتواند برای زمان وحشی بافقی باشد
    به این بیت توجه کنید :
    روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
    آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت
    وفــــادار = علی اصغر وفادار

    بعید است که درک وحشی بافقی از وزن شعر دستور زبان اینقدر ضعیف باشد. مصرع اول از بیت اول غلط وزنی دارد، مصرع اول از بیت دوم غلط دستوری، مصرع دوم از بیت دوم غلط معنایی (“مست مست از همه جا”؟ شاید منظور “بی خبر از همه جا” بوده باشد). باقی شعر هم ضعیف است و وزن به ضرب و زور عبارات اضافی سر هم بندی شده است. حیف. اگر این همه اشکال فنی نداشت چه شعر باحالی می شد، چه از وحشی چه از کس دیگر.

    http://yaredabestanito.blogspot.com/2010/12/blog-post_08.html
    و شما این شعر را از این لینک کپی کرده اید بدون اینکه منبع رت ذکر کنید

    ضمنا من اصغر وفادار هستم لطفا شعر من را به نام مرده ثبت نکنید

  8. نمی دونم چرا ولی با خوندن شعری که نوشته بودید نا خودآگاه یاد این شعر افتادم .
    روی قبــرم بنویسید، کبوتــــر شـد و رفت……….زیر باران غزلی خواند، دلش تر شد و رفت

    چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم……….آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت

    روز میـلاد ، همان روز که عاشـق شـده بود………. مرگ با لحظه ی میلاد برابــر شد و رفت

    او کسی بــود که از غــرق شــدن می ترسیـد……….عاقبت روی تـــن ابــر شنــاور شـد و رفت

    هر غروب از دل خورشیــد گـذر خواهد کرد……….دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت

    البته من دوست دارم روی سنگ قبرم بنویسن : دانشمند شخیص ، عالم یزرگوار مادری مهربان ، مادر بزرگی همزبان که ندیده و نبیره را دید ( البته اینا رو تو قسمت تسلیت مجله ها می نویسن ولی من اینجوری دوست دارم !!! ) جناب خانم مرضه خانم

  9. دقیقاً مطمین باشید که شعر از آقای علی اصر وفادار و متولد شهرستان استهبان یکی از شهرهای استان فارس می باشد . با تشکر از شعر زیبای ایشان و تشکر از شما به خاطر به نمایش گذاشتن این شعر .

  10. مال وحشی بافقیاین شعر

  11. با نظرات دوست گرانمایه ( یار دبستانی تو ) کاملا موافقم . دوستان اگر درک کمی از وزن چکامه پارسی داشته باشند متوجه میشوند.بنده چون اشعار وحشی بافقی را خوندم به این مطلب پی بردم که ای چکامه در بعضی از ابیاتش وزن نداره و به هیچ عنوان مال وحشی بافقی نیست ولی در کل چکامه بسیار زیباییست.

  12. در ضمن دوستان آقای علی اصغر وفادار شاعر استهباناتی در قید حیات هستند هر چند روحش شاد را برای زنده ها هم بکار میبرند ولی شاید نویسنده فکر کرده ایشان فوت کرده اند که باید بگویم خیر ایشان زنده هستند

  13. سلام آقای اصغروفادار الان در قید حیات هستند و الان نشستم تو مطبشون ایشون دندون ساز هستند

  14. باسلام شعربسیار زیبای بود

  15. این ابیات نه سروده وحشی بافقی که سروده شاعره ای معاصر به نام خانم فائزه نیاوند با تخلص یلدا متولد ۱۳۶۸ است
    نگاه کنید به:

    http://www.shereno.com/profile.php?uid=3263&op=show
    http://shereno.ir/3298/2985/59362.html

    حال چرا به نام وصیتنامه وحشی بافقی منتشر می شود معلوم نیست؟؟؟!!

    1. رضا :
      این ابیات نه سروده وحشی بافقی که سروده شاعره ای معاصر به نام خانم فائزه نیاوند با تخلص یلدا متولد ۱۳۶۸ است
      نگاه کنید به:
      http://www.shereno.com/profile.php?uid=3263&op=show
      http://shereno.ir/3298/2985/59362.html
      حال چرا به نام وصیتنامه وحشی بافقی منتشر می شود معلوم نیست؟؟؟!!

      برادر من اخه یه نیگا اون زیر شعرو بکن سریع تو گوگل سرچ نکن بیا نظر بده:)).زیر این منبعی که شما خودت دادی ایشون نوشتن که این شعر مورد علاقه ی منه و نمیدونم شاعرش کیه نگفته که خودم نوشتم.اخر نفهمیدیم شاعر این شعر کیه.

      1. دوست عزیز اگر دقت بفرمایید این نکته ذکر شده در خود پست. ضمناً واقعاً هیچ منبع دقیق منتشر شده ای برای این شعر نیست. اگر شما اطلاع دارید لطفاً بفرمایید تا اصلاح کنم.
        تشکر

  16. دوستان از نوع شعر مشخصه که مال وحشی بافقی نیست اما شعر زیباییست وسروده آقای علی اصغر وفادار شعر کامل تر از اینه: نگذارید که بی باده بمانم گاهی نگذارید که از سینه برآرم آهی تا که جان دارم واز سینه برآید نفسم نگذارید که بی باده سرآید نفسم همه جا هر شب و هر روز شرابم بدهید آخرین لحظه عمرم می نابم بدهید عاقبت مست و خرابم ز می ناب کنید راحت آن موقع مرا تا به ابد خواب کنید بگذارید مرا داخل یک تابوتی تخته هایش همه از چوب رز یاقوتی هر که پرسید که مرده است جوابش بکنید از می خالص انگور خرابش بکنید مزد غسال مرا سیر شرابی بدهید مست مست از همه جا حال خرابی بدهید بعد غسلم وسط سینه ی من چاک کنید اندرون دل من یک قلم تاک کنید به نمازم مگذارید بیاید واعظ پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ جای تلقین به بالین سرم دف بزنید شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید روی قبرم بنویسید وفادار برفت آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت

  17. نگذارید که بی باده بمانم گاهی
    نگذارید که از سینه برآرم آهی
    تا که جان دارم و از سینه برآید نفسم
    نگذارید که بی باده سرآید نفسم
    همه جا هر شب و هر روز شرابم بدهید
    آخرین لحظه ی عمرم می نابم بدهید
    عاقبت مست و خرابم ز می ناب کنید
    راحت آن موقع مرا تا به ابد خواب کنید
    بگذارید مرا داخل یک تابوتی
    تخته هایش همه از چوب رز یاقوتی
    هر که پرسید که مرده است جوابش بکنید
    از می خالص انگور خرابش بکنید
    مزد غسال مرا سیر شرابی بدهید
    مست مست از همه جا حال خرابی بدهید
    بعد غسلم وسط سینه ی من چاک کنید
    اندرون دل من یک قلم تاک کنید
    به نمازم مگذارید بیاید واعظ
    پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
    جای تلقین به بالین سرم دف بزنید
    شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
    هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
    همه را مست و خراب از می انگور کنید
    روی قبرم بنویسید وفادار برفت
    آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت

    ممنون میشم که اشعار رو کامل بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Amirreza Abbasi امیررضا عباسی © 2018 Frontier Theme