آرشيو دسته ي ’تبریز (شهر اولین ها)‘

بافت قدیم شهر تبریز

توسعه شهر تبریز از طریق ایجاد بازارچه هایی در امتداد دروازه هی هشت گانه قدیمی صورت گرفته است. با پوشش فواصل بازارچه ها توسط واحدهی مس***ی، سیمی شهر فعلی در قرن گذشته شکل گرفته است و اکنون نیز این سیما را می توان در محلات قدیمی شهر کاملاً مشاهده نمود هر چند خیابان کشی هی جدید آن بافت قدیمی و سنتی را از بین برده با ین همه در بین کوچه پس کوچه هی قدیمی شهر و بر خیابان هی قدیمی می توان به وضوح معماری قدیمی شهر را که از آنها آثاری هر چند غیر معمور بر جا مانده است مشاهده نمود . ین قسمت از شهر از شمال به محله دوده چی ( خیابان شمس تبریزی )، از جنوب به محله لیلاوا و چرنداب ، از شرق به خیابان ثقۀالاسلام و خاقانی و از غرب به راسته کوچه و شریعتی محدود می گردد . در درون ین هسته مرکزی بازار تبریز قرار گرفته است که با وسعتی معادل یک کیلومتر مربع از تیمچه ها و سراها و دالان ها و مساجد و حمام ها و حجرات تشکیل یافته است . ین بازار بعد از مشروطیت و مخصوصاَ بعد از سال هی ۱۳۰۰ شمسی در اثر عدم توجه رو به خرابی گذارده است . هجوم معماری جدید و استفاده از مصالح جدید به جی مصالح سنتی قدیم، ین بازار را مورد تهدید جدی قرار داده است . رکورد اقتصادی منطقه بعد از سال هی ۱۳۲۰ که مسیل سیاسی وقت موجد آن بوده است و فرار سرمیه هی بومی ، در انهدام بازار تبریز نقش مهمی داشته است به طوری که در دهه هی ۳۰ و ۴۰ بی توجهی به اوج خود رسیده و بیشتر انهدام بازار و بافت سنتی آن در ین سال ها صورت گرفته است . با تمام ین ها اگر یک جهانگرد اروپیی بخواهد به شرق مسافرت نمید از اروپا تا تهران بازار سر پوشیده ی به بزرگی و عظمت بازار تبریز مشاهده نخواهد نمود.

از جهانگردان بنامی که بازار را در اعصار و قرون مختلف دیده و توصیف نموده اند   می توان مقدسی در قرن چهارم ، یاقوت حموی قرن هفتم ، مارکوپولو قرن هفتم ، ابن بطوطه قرن هشتم ، حمدالله مستوفی قرن هشتم را نام برد که هر به فراخور حال از بازار و وفور کالا و ین که درآمد بیشتر مردم از طریق داد و ستد به دست می ید سخن رانده اند ولی مفصل ترین آنها را شاردن داشته است . او بازار را داری ۱۵۰۰۰ باب مغازه و تبریز را داری بزرگترین بازار آسیا به حساب می آورد .
بازار تبریز یکی از شاهکارهی جالب معماری یرانی است . طاق ها و گنبدها مقرنس بی نظیر یا کم نظیری دارد .

بزرگترین گنبد بازار ، گنبد تیمچه امیر است . مهم ترین تیمچه هی فعلی بازار تبریز عبارتند از : تیمچه امیر ، تیمچه مظفریه ، تیمچه شیخ کاظم ، تیمچه گرجیلر ، تیمچه حاج صفر علی ، تیمچه میرزا شفیع ، تیمچه حاج رحیم ، تیمچه حاج میر ابوالحسن.
بانی تیمچه امیرمیرزامحمد خان امیر نظام زنگنه است که در ۱۲۶۰ ه.ق درگذشته است .
معمار معروف آن صمد معمار بوده است که داستان زندگی او در بین معمرین تبریز زبانزد است . وی در اواخر عمر با فقر روزگار گذرانیده و با فقر زندگی را بدرود گفته است . یکی از زیباترین قسمت هی بازار تبریز تیمچه مظفریه است . ساختمان ین بنا در سال ۱۳۰۵ ه. ق پیان پذیرفته است و نامگذاری آن به سبب حضور مظفرالدین میرزا و افتتاح آن به دست وی بوده است . بانی آن حاج شیخ معروف ( جعفر قزوینی ) بوده است که در عین حال بانی تیمچه ها و دالان حاج شیخ نیز می باشد.
معروف ترین راسته هی بازار تبریز در حال حاضر عبارتند از :
بازار امیر ، بازار کفاشان ، بازار حرمخانه ، راسته بازار ، یمن دوز بازار ، بازار حلاجان، قیزبستی بازار(قیز بسط بازار)،بازار سراجان ، راسته کهنه ، بازار کلاهدوزان ، دلاله زن بازار، بازار صادقیه ، بازار مسگران ، بازار حاج محمد حسبن ، بازار مشیر ، بازار صفی ، بازار    میر ابوالحسن ، رنگلی بازار ، بازارچه دوده چی ( شتربان ) ، بازارچه خیابان و …
مجموعه بازار قدیمی تبریز به سبب ویژگی هی معماری آن و ضرورت حفظ و نگهداری از آن در سال ۱۳۵۴ تحت شماره ۱۰۹۷ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده و ینک مطابق قانون تحت حفاظت سازمان میراث فرهنگی قرار دارد و هرگونه تعمیرات و مرمت با اطلاع و مجوز آن سازمان صورت می گیرد . سازمان میراث فرهنگی کشور همه ساله از محل بودجه عمومی دولت و کمک هی مالی کسبه مبالغ قابل توجهی در مرمت و احیاء ین مجموعه زیبی قدیمی هزینه می نمید

مساجد تبریز

مسجد مقبره

در اول بازار کفاشان قرار دارد . نه ستون سنگی خوش تراش دارد . گنبدهایش بلند و ضربی است. در زلزله ۱۱۹۳ سقف آن فرو ریخته و بعداَ ساخته شده است . این کار توسط مرحوم میرزا مهدی قاضی طباطبائی انجام پذیرفته وچون مقبره خودشان در آن جاست به نام مسجد مقبره خوانده شده است. آیت ا… شهید سید محمد علی قاضی طباطبائی نیز در همین مسجد قرار دارد .

مسجد ظهیریه

در جانب غربی بفعه سید حمزه واقع شده است . مسجدی بدون ستون ودر ابعاد ۸×۲۰ متر دارای گنبدی بزرگ است.

تزئینات ونوشته های سقف مسجد مذهب هستند . بانی این مسجد ظهیرالدین پسر صدرالدین وزیر آذربایجان است که بقعه و مدرسه سید حمزه را تعمیر و این مسجد را در سال ۱۰۸۷ هجری احداث نموده است.

این مسجد وقف نامه ای مفصل دارد وآخرین بار در ۱۲۹۷ در زمان ناصرالدین شاه دوباره سازی شده است.

پیشینه تبریز

بریز مرکز استان آذربیجان شرقی است . در ۴۶ درجه و ۲۵ دقیقه طول شرقی و۳۸ درجه و دو دقیقه عرض شمالی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است ، ارتفاع آن از سطح دریا ۱۳۴۰ متر می باشد . با وسعتی حدود ۱۱۸۰۰ کیلومتر در قلمرو میانی خطه آذربیجان و در قسمت شرقی شمال دریاچه ارومیه و۶۱۹ کیلومتری غرب تهران قرار دارد و در ۱۵۰ کیلومتری جنوب جلفا ، مرز یران وجمهوری آذربیجان قرار گرفته است . جمعیت تبریز بیش از یک ونیم میلیون نفر می باشد.تبریز از سمت جنوب به رشته کوه منفرد همیشه پر برف سهند واز شمال شرقی به کوه سرخ فام عون علی (عینالی) محدود می شود.رودخانه آجی چی (تلخه رود) از قسمت شمال وشمال غرب تبریز می گذرد وبعد از طی مسافتی قابل توجه در دشت تبریز به دریاچه ارومیه می ریزد ومهرانرود از میانه تبریز می گذرد که اکثراَ در فصول مختلف سال بی آب است.

تبریز زمانی داری باغات ومزارع فرح انگیز وپرآوازه ی بود به همراه قنات ها وچشمه هی متعدد که امروزه تمامی آن همه باغات و مزارع از میان رفته یا در حکم ازمیان رفتن است وگستره شهر پیرامون خود را به مناطق مس***ی، تجاری، اداری وصنعتی وخدماتی مبدل ساخته است .
شرح تبریزازگذشته هی دورتابه امروزهرگزدرقاموس سطرهاونوشته ها نگنجیده است

پیشینه تبریز همواره در هاله ی از ابهام مستور بوده و امروزش نیز حکیتگر غریب است. تاریخ تبریز در پیش از ظهور اسلام اسیر ظن ها و گمان ها وگاهی اغراض هاست وبعد از ظهور اسلام سیمی پر شکوهش نظر جهانیان را معطوف می سازد و در گستره وسیع حکومت اسلامی به « قبۀ الاسلام » مشهور می شود .

سپس در شاهراه ابریشم ، شرق را با غرب پیوند می دهد ورونق اقتصادش به بنیان بازارها و کاروانسراهیی می انجامد که  عظیم ترین مکان مسقف پهنه گیتی می گردد واز ین رو ـ رشک انگیز ـ داری شکوه مندترین ابنیه اعصار و مترقی ترین دانشگاه آنزمان ها ـ ربع رشیدی ـ می شود .بنیاد شهر تبریز و وجه تسمیه نامش افسانه ی را می ماند ، گاهی بوی اغراض می دهد وبرخی موارد نیز از ظن ها وگمان ها نشأت می گیرد .
زنده یادعبدالعلی کارنگ درآثارباستانی آذربیجان (آثاروابنیه تاریخی شهرستان تبریز ) در باب وجه تسمیه تبریز می نویسد: کلمه تبریز را جغرافی نویسان عرب چون سمعانی و یاقوت حموی به« کسر تاء » وجغرافی نویسان یرانی و ترک چون حمد الله مستوفی و کاتب چلبی به « فتح تاء » و مورخان رومی و ارمنی و روسی چون فاوست ، آسولیک ، وارطان و خانیکف به « فتح تاء » قلب « باء »
به « واو» یعنی به صورت « تورز Tavrez » و« تورژ Tavdrz  » ، «تورشavres  T» دَورژDavrez  » ذکر کرده اند.
درباره بنا و وجه تسمیه شهر تبریز حمدالله مستوفی و یاقوت حموی می نویسند: بنی تبریز از زیبده زن  هارون الرشید است. وی به بیماری تب نوبه مبتلا بوده ، روزی چند در آن حوالی اقامت کرده ، در اثر هوی لطیف و دل انگیز آنجا بیماری زیبده زایل شده، فرموده شهری در آن محل بنا کنند و نام آن را« تب ریز » بگذراند.
اولیا چلبی کلمه « تبریزرا به معنی ستمه دوکوچو » ( ریزنده تف و تاب ) و این نام را با آتشفشانی دیرین کوه سهند مربوط دانسته است.
زنده یاد کارنگ در ادامه می افزاید: مورخان ارمنی هم اسم تبریز را « تورژ یا دورژ » محرّف عبارت « دَ ، ی ، ورژ » و به معنی انتقال گاه دانسته و نوشته اند: بانی تبریز خسرو ارشاکی ( ۲۳۳ – ۲۱۷ م ) حکمران ارمنستان است که آن شهر را به یاد گرفتن انتقام  « ارتبانوس » یا « اردوان » آخرین پادشاه پارتی ارز اردشیر بابکان بنیاد نهاده و نام آن را  ( Da – I – vrez )  گذاشته است.
مؤلف آثار باستانی آذربایجان با افسانه شمردن موارد ذکر شده می نویسد: قدیمی ترین ذکر نام تبریز را در کتیبه سارگن دوم پادشاه آشور خواهیم یافت، شرقشناس شهیر فقید ولادیمیر مینورسکی می نویسد: « سارگن دوم در سال ۷۱۴ قبل از میلاد به قصد تصرف ممالک اورارتو سفری به شمال غربی ایران کرد. از ناحیه سلیمانیه کنونی ( واقع در کردستان عراق ) داخل کردستان مکری شد. از پارسوا  Parsua  ( پسوه کنونی ) و ساحل جنوبی دریاچه ارومیه گذشت. از سوی شرقی دریاچه به راه خود ادامه داد و پس از پشت سر گذاشتن « اوشکایا » ( اسکوی کنونی ) قلعه « تارومی » یا  « تارونی » و « ترماکیس »     را گشود . بعید نیست یکی از این دو کلمه نام قدیمی تبریز کنونی باشد.
چنانچه در ابتدا اشاره شد پیشینه تبریز همواره در هاله ی از ابهام مستور بوده است و بنیاد و وجه تسمیه نامش گاهی افسانه ی، گاهی مغرضانه و گاهی نشأت گرفته از ظن ها وگمان ها می گردد. این که تبریز قبل از اسلام مکانی آباد و یا غیر آباد بوده است هوز سند محکمه پسندی در میان نیست حتی در اوایل ظهور اسلام نیز در حمله اعراب به آذربایجان نامی از تبریز دیده نمی شود.تنها اشاره دقیق و مستند مربوط به زمان سلسله روادیان است که در زمان خلافت متوکل عباسی، رواد ازدی از اهالی یمن در آذربایجان به حکمرانی پرداخت و در زمان او و فرزندانش تبریز رو به آبادی نهاد و دور شهر را بارو کشیدند. از آن زمان به بعد تبریز با سپری ساختن وقایع تلخ و شیرین آوازه ی جهانی یافت. اوصافی که در طول  تاریخ از تبریز شده است به اجمال چنین است:
در قرن چهارم هجری یاقوت حموی تبریز را مشهورترین شهر آذربایجان می خواند. ابوحوقل در ۳۶۷ و ابن مسکویه در ۴۲۱ و ناصر خسرو در ۴۳۸ تبریز را بزرگترین و آبادترین شهر آذربایجان می خوانند.
در سال ۶۱۸ لشکر مغول به پشت دروازه هی تبریز می رسند، اما تدابیر شایان تقدیر بزرگان شهر تبریز را از حمله مغولان مصون نگه می دارد و مردم تبریز با بذل مال شهر را از کشتار و ویرانی رها می سازند. البته این اتفاق سه بار تکرار می شود و در هر سه بار مردم متمول تبریز همان تدبیر را به کار می بندند تا این که در سال ۶۳۸هجری قمری مغول ها به سراسر آذربایجان مسلط می شوند و تبریز را پایتخت خود قرار می دهند که در زمان غازان خان تبریز شکوه ویژه ی می یابد. شنب غازان با ابهت تاریخی اش چشم ها را خیره می سازد. خواجه رشید الدین فضل الله وزیر اندیشمند ایلخانیان ربع رشیدی را بنیاد می نهد که در زمان خود عظیم ترین مرکز علمی – فرهنگی به شمار می رود و از آن همه مجد و عظمت اینک ویرانه هایی از برج هی ربع رشیدی در میان محله ی باقی مانده است.
این شهر در طول تاریخ دوره هی طلایی متعددی را سپری ساخته است. دوران پایتختی ، دوران ولیعهد نشینی ، دوران شکوفایی تجاری، اقتصادی، هنری و …. زمانی مکتب تبریز در عرصه هنر تحول شگرفی را موجب می گردد که امروزه آثار کم نظیر آن دوره   زینت بخش موزه هی جهان است. مردان و زنان نامداری از این شهر برخاسته اند، کعبه ملی روم، میعادگاه عرفا، شعرا اندیشمندان و بزرگان بوده است. به همین خاطر تبریز یگانه شهری است که صاحب  مقبره الشعر است. مقبره ی که خاقانی ها، همام ها، قطران ها و ….. سرانجام واپسین مقتدر آسمان شعر و ادب شهریار شیرین سخن در آن مکان مقدس آرمیده است. اگر چه از بلایی زمینی و آسمانی در امان نمانده است، زلزله ها،   سیل ها ، بیماری هی واگیر ، جنگ ها و .. تبریز را آشفته ، اما باز این شهر همیشه سرفراز به قول آقی یحیی ذکاء ، هر بار از زیر ویرانه ها و خاکسترهی شهر پیشین همچون سمندری، زنده تر و سرفرازانه تر قد برافراشته ، زندگی از سر گرفته و هیچگاه زبون پیشامدها و بازی هی روزگار نگردیده است. میر علی تبریزی واصع خط نستعلیق، پیر سید احمد تبریزی استاد کمال الدین بهزاد و …. از جمله هنرمندانی بودند که تحولی در عرصه دنیی هنر آن روزگاد پدید آوردند. در زمان صفویه این اقتدار هنری در تبریز به اوج خود رسید اما جنگ صفویان با دولت عثمانی آنچه را که یافته شده بود  پنبه ساخت و  از تبریز و از آن هم مجد و عظمتش جز کشتزارهایی سوخته و کوشک هایی ویران چیزی بر جی نماند و پایتخت به اصفهان منتقل شد و هر چه استاد و هنرمند و اندیشمند بود به اصفهان کوچید  و بناهی عظیم اصفهان که امروز مایه مباهات کشورمان است به دست کوچندگان تبریز و هنرمندان این خطه بنیاد شد و پادشاهان صفوی که پادشاهانی فرهنگ دوست و هنر پرور بودند اصفهان را نگین ایران ساختند و همی سعادت از فراز آذربایجان بویژه ، تبریز پر کشید و بر سر اصفهان سایه افکند.
تبریز گذشته از آنچه ذکرش رفت، در امور بنیادی نیز همواره پیشگام بوده است و شاهد این مدعا قیام ها وتحول هی فرهنگی ، هنری و صنعتی است که شاهد آن بوده ایم و هستیم. نقش بنیادی تبریز در نهضت تنباکو به استناد مدارک وجود حقانیت مبداء نهضت تنباکو از تبریز را به اثبات می رساند که در پی آن میرزی شیرازی فتوی معروف خود را صادر می کند وشرح واقعه به قلم پژوهشگر ارجمند آقی صمد سرداری نیا تحت عنوان « تبریز در نهضت تنباکو» به انجام رسیده است. قیام عظیم مشروطیت و نقش تبریز در اعطی مشروطه به مردم آن زمان امر مبرهنی است که حکایتگر دلیری مردان پولادین اراده ی چون زنده یادان ستارخان سردار ملی، باقرخان سالار ملی ثقه الاسلام،شیخ محمدخیابانی، علی مسیو، حسین خان باغبان و … است.
بعد از قیام مشروطه و وقایع مختلف، تبریز پس از سپری ساختن سال هی بحرانی   ۲۰ الی ۲۵ سال ۱۳۳۲ در نهضت ملی ساختن نفت یکی از ارکان حرکت هی آن زمان در سراسر کشور به شمار می رفت و گواه این ادعا، صفحه هی حاکی شور و حال انقلابی مطبوعات تبریز در آن سال هاست و ملاقات هی شادروان سید اسماعیل پیمان با آیت ا… کاشانی و دکتر مصدق می باشد.در نهضت خرداد سال ۱۳۴۲ نیز بازاریان با بستند بازار و خطبی تبریز با ایراد سخنرانی هی مهم و پخش شب نامه ها و حرکت هی اصیل انقلابی دین خود را ادا کردند و سرانجام در ۲۹ بهمن سال ۵۶ با حرکتی توفنده بنیاد شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله را به لرزه درآوردند و عظمت واقعه به قدری غیر منتظره و خارق العاده بود که رژیم شاهی را دچار سردرگمی ساخت و ساواک با تمامی ادعاهی پرطمطراق خود عاجزانه به تقلا برخاست.
آنچه رفت مختصری بود از تبریز و وقایع تاریخی فرهنگی آن. اینک به شرح مختصر یکایک موارد شایان توجه اکتفا می شود. با این امید که این سطور در شناساندن سیمی تبریز بری هر صاحب اشتیاقی سودمند واقع شود.

مدارس شهر تبریز

* مدرسه اکبریه : ین مدرسه عمارت دو طبقه مفصلی داشت که در سال ۱۲۶۶ ه. ق در ضلع غربی و شمالی صحن بقعه صاحب الامر از طرف میرزاعلی اکبرخان مترجم و دبیر کنسولگری روسی بنیان نهاده شد.

*
مدرسه جعفریه : جعفریه مدرسه کوچکی است که در بازار مسجد جامع ـ جنب مدرسه طالبیه متصل به دیوار شرقی مسجد اسماعیل خاله اوغلی واقع شده است . راه آن از دالان طالبیه ، بین حوضخانه و مسجد نامبرده تعبیه گردیده است.

*
مدرسه حاج صفر علی : ین مدرسه تقریباَ روبروی سری بزرگ شاهزاده واقع شده است.بانی آن تاجرنیکوکاری بوده به نام صفرعلی که درروزگار نیب السلطنه می زیسته است.

*
مدرسه خواجه علی اصغر : ین مدرسه در کوچه حرم خانه پشت عمارت عالی قاپو یا کاخ استانداری کنونی واقع شده است . بانی ین مدرسه و مسجد حاج علی اصغر معروف به خواجه مازندرانی بود که ظاهراَ در روزگار فتحعلی شاه می زیسته است .

*
مدرسه صادقیه : ین مدرسه در انتهی شمالی راسته کهنه به بازار صادقیه معروف است قرار گرفته ، مدرسه ی است داری حجرات مستعد جهت طلاب علوم دینی و یک مسجد با طاق هی آجری ضربی و ستون هی سنگی و مسجدی به صورت تالاری درازا در جانب شرقی مسجد بزرگ ، جهت زنان نمازگزار ، بانی ین مدرسه و مسجد میرزا صادق نامی از اهل اشتهار بود که در زمان شاه سلیمان صفوی سمت استیفا داشت . ین مدرسه و مسجد نیز داری موقوفات زیادی می باشد . نادر میرزا در تاریخ و جغرافیی دارالسلطنه تبریز ص ۱۱۶می نویسد : ین مدرسه را حمامی بر نیکو بود که اکنون ویرانه است .

*
مدرسه طالبیه : ین مدرسه در بازار مسجد جامع تبریز واقع شده است . مدخل آن دالانی است که سطحش قریب به یک متر و نیم از کف بازار پیین تر است . سابقاَ ین دالان سرپوشیده و مسقف بود. عمارت شمالی در نیمه دوم قرن یازدهم هجری از طرف حاج طالب خان پسر حاج اسحق تبریزی ساخته شده و طبق وقف نامه ی که به مهر و امضی چهارده تن از علما رسیده در تاریخ ۱۰۸۷ ه . ق پس از پیان یافتن عمارت طالبیه ، در آمد مستغلاتی به هزینه اداری و حفظ و حراست مدرسه مزبور اختصاص یافته است .

*
مدرسه ظهیریه : ین مدرسه یکی از بناهی میرزا محمد ابراهیم ظهیرالدین وزیر آذربیجان است که در سال ۱۰۸۹ ه . ق در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی در کنار ظهیریه یا قزللو مسجد ساخته شده است .
[/RIGHT]

*
مدرسه کاظمیه : کاظمیه نام مدرسه و مسجدی است که در محله چنار انتهی بازار مسجد جامع واقع شده است . بانی آن سلیمان خان بن شم خال خان افشار حاکم صائن قلعه بوده و ین بنا را به نام سید کاظم رشتی شاگرد معروف شیخ احسانی ساخته و ثواب آن را به روان سید رشتی هدیه نموده و تولیت آن را به نلا علی مرندی واگذار کرده است و بنی مدرسه و مسجد کاظمیه در سال ۱۲۷۱ ه . ق پیان پذیرفته و بر اثر بی سرپرستی مسجد متروک گردیده و همچنین حوادث طبیعی از قبیل باد و باران و زلزله و غیره کم کم عمارت کاظمیه را به ویرانی کشانده است به طوری که اکنون جز ویرانه ی حسابی از آن مدرسه و مسجد باعظمت یکصدوبیست سال پیش چیزی بر جی نیست .
[/RIGHT]

*
مدرسه نصریه : ین مدرسه یکی از تنوعات عمارت نصیریه بود که به نام وصیت ابوالنصر حسن فرمانروی آق قویونلو پس از در گذشت وی ساخته شده است . ین مدرسه مانند سیر قسمت هی عمارت نصریه در نتیجه زلزله و حوادث مختلف ویران شد ودر زمان نیب السلطنه عباس میرزا، مرحوم حاج میرزا مهدی قاضی از در آمد موقوفات عمارت نصریه در محل آن، مدرسه جدیدی ساخت که اکنون به حسن پادشاه معروف است.

زیارتگاه های تبریز

زیارتگاه های تبریز

بقعه سید حمزه

در محله سرخاب در ثقه الاسلام قرار دارد . از این بنا باقی مانده است صحن نسبتاَ وسیع آن است. عمارت مقبره مرکب از یک کفش کن ، یک دهلیز و یک اتاق کوچک مسجد گونه ای است.
تعمیرات اساسی در ۱۲۷۹ ه.ق در زمان ناصرالدین شاه انجام یافته است. از سنگ های حجاری شده آن طاق مرمرین در ورودی بقعه را که در زمان صفویه کنده شده می توان نام برد. تاریخ بنای اولین بقعه به سال ۷۱۴ ه.ق می رسد . سید حمزه به شانزده واسطه نسلش به حضرت موسی ابن جعفر می رسد.

بقعه صاحب الامر

در زمان شاه طهماسب صفوی ساخته شد در ۱۰۴۵ قمری سپاهیان سلطان مراد چهارم آن را تخریب کردند که دوباره ساخته شد. در زلزله ۱۱۹۳ دوباره ویران شد و در ۱۲۰۸ تجدید بنا یافته است. دارای یک گنبد و دو مناره است. در مدخل دهلیز و اندرون بقعه در طاق مرمری از زمان شاه طهماسب صفوی برجاست. در وسط بقعه صندوق چوبی مشبکی قرار دارد ولی زیر آن قبری وجود ندارد. بنابراین یک مسجد حساب می شود نه یک بقعه.

بقعه عون بن علی ( عینالی )

این بقعه بر فراز بلندترین قله کوه سرخاب واقع شده است. سنگ بنا شیوه ایلخانی دارد. در زمان تسلط عثمانی ویران شده در زمان شاه عباس تجدید بنا یافته .

در زلزله های ۱۱۳۴ و ۱۱۹۳ دوباره ویران شده آخرین بار در ۱۳۴۲ قمری تعمیر شده است. اخیراً نیز تعمیرات جزیی در آن انجام یافته و راهرو پشت آن به اتاق کوهنوردی تبدیل شده است. بنا به روایتی مقبره دو تن از اولاد حضرت علی (ع)  عون علی و زین علی در آنجاست.

بقعه شیخ محمد سیاهپوش

در کوچه علی سیاه پوش در خیابان منجم واقع شده است. جای تاریخ در سنگ نوشته ریخته و ناپیداست. ارادت به شیخ معروف داشت و به جای او نشسته است. تاریخ درگذشت وی معلوم نیست ولی احتمالاً در دهه پنجم قرن دهم اتفاق افتاده است.

آرامگاه دو کمال

در محله بیلانکوه تبریز در میان باغی مشجر و بنایی متین و زیبا دو تن از بزرگان ادب و هنر کشورمان آرمیده اند. کمال الدین مسعود خجندی از شعرای معروف قرن هشتم و نهم هجری و کمال الدین بهزاد معروف ترین نقاش مینیاتوریست قرن دهم هجری.
مقابر یاد شده در سال ۱۳۳۸ توسط فرهنگ دوستان کنجکاو شهر تبریز کشف و بعدها به همت انجمن آثار ملی مرمت و لوحه یادبود در آن نصب گردید. در سال های اخیر نیز اقدامات استحفاظی از طریق سازمان میراث فرهنگی استان در مقابر یاد شده انجام گرفته است.

بقعه سید ابراهیم  و سنگ بسم الله

در محله دوه چی ( خیابان شمس تبریزی ) قرار دارد. این که سید ابراهیم اولاد امام موسی بن جعفر (ع) باشد. دلیل قانع کننده ای در دست نیست. صاحب تاریخ دنبلیان می نویسد که: شیخ ابراهیم حکمران آذربایجان بود. در زمان اوزون حسن در ۸۷۰ وفات یافت و در محله دوه چی مدفون شد. الان گنبدی دارد مشهور به سید ابراهیم.
مهم ترین قسمت این بقعه سنگی است که بر دیوار غربی بقعه نصب شده است و به سنگ بسم الله مشهور است. به ابعاد ۲۵/۱× ۷۰/۳ تاریخ حجازی ۱۲۷۰ قمری است . در قاهره نوشته شده و اثر میرزای سنگلاخ است که به جهت قبر پیامبر اکرم به دربار عثمانی برده بود ولی در اثر بی توجهی سلطان عثمانی آن را به تبریز آورد و بالاخره خود میرزا و سنگ بسم الله در بقعه سید ابراهیم ماندگار شد.
صفحه 1 از 3123
بالای صفحه

اطلاعات

برای بهتر دیدن وبلاگ بهتر است از Firefox یا Google Chrome استفاده کنید.