بریز مرکز استان آذربیجان شرقی است . در ۴۶ درجه و ۲۵ دقیقه طول شرقی و۳۸ درجه و دو دقیقه عرض شمالی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است ، ارتفاع آن از سطح دریا ۱۳۴۰ متر می باشد . با وسعتی حدود ۱۱۸۰۰ کیلومتر در قلمرو میانی خطه آذربیجان و در قسمت شرقی شمال دریاچه ارومیه و۶۱۹ کیلومتری غرب تهران قرار دارد و در ۱۵۰ کیلومتری جنوب جلفا ، مرز یران وجمهوری آذربیجان قرار گرفته است . جمعیت تبریز بیش از یک ونیم میلیون نفر می باشد.تبریز از سمت جنوب به رشته کوه منفرد همیشه پر برف سهند واز شمال شرقی به کوه سرخ فام عون علی (عینالی) محدود می شود.رودخانه آجی چی (تلخه رود) از قسمت شمال وشمال غرب تبریز می گذرد وبعد از طی مسافتی قابل توجه در دشت تبریز به دریاچه ارومیه می ریزد ومهرانرود از میانه تبریز می گذرد که اکثراَ در فصول مختلف سال بی آب است.

تبریز زمانی داری باغات ومزارع فرح انگیز وپرآوازه ی بود به همراه قنات ها وچشمه هی متعدد که امروزه تمامی آن همه باغات و مزارع از میان رفته یا در حکم ازمیان رفتن است وگستره شهر پیرامون خود را به مناطق مس***ی، تجاری، اداری وصنعتی وخدماتی مبدل ساخته است .
شرح تبریزازگذشته هی دورتابه امروزهرگزدرقاموس سطرهاونوشته ها نگنجیده است

پیشینه تبریز همواره در هاله ی از ابهام مستور بوده و امروزش نیز حکیتگر غریب است. تاریخ تبریز در پیش از ظهور اسلام اسیر ظن ها و گمان ها وگاهی اغراض هاست وبعد از ظهور اسلام سیمی پر شکوهش نظر جهانیان را معطوف می سازد و در گستره وسیع حکومت اسلامی به « قبۀ الاسلام » مشهور می شود .

سپس در شاهراه ابریشم ، شرق را با غرب پیوند می دهد ورونق اقتصادش به بنیان بازارها و کاروانسراهیی می انجامد که  عظیم ترین مکان مسقف پهنه گیتی می گردد واز ین رو ـ رشک انگیز ـ داری شکوه مندترین ابنیه اعصار و مترقی ترین دانشگاه آنزمان ها ـ ربع رشیدی ـ می شود .بنیاد شهر تبریز و وجه تسمیه نامش افسانه ی را می ماند ، گاهی بوی اغراض می دهد وبرخی موارد نیز از ظن ها وگمان ها نشأت می گیرد .
زنده یادعبدالعلی کارنگ درآثارباستانی آذربیجان (آثاروابنیه تاریخی شهرستان تبریز ) در باب وجه تسمیه تبریز می نویسد: کلمه تبریز را جغرافی نویسان عرب چون سمعانی و یاقوت حموی به« کسر تاء » وجغرافی نویسان یرانی و ترک چون حمد الله مستوفی و کاتب چلبی به « فتح تاء » و مورخان رومی و ارمنی و روسی چون فاوست ، آسولیک ، وارطان و خانیکف به « فتح تاء » قلب « باء »
به « واو» یعنی به صورت « تورز Tavrez » و« تورژ Tavdrz  » ، «تورشavres  T» دَورژDavrez  » ذکر کرده اند.
درباره بنا و وجه تسمیه شهر تبریز حمدالله مستوفی و یاقوت حموی می نویسند: بنی تبریز از زیبده زن  هارون الرشید است. وی به بیماری تب نوبه مبتلا بوده ، روزی چند در آن حوالی اقامت کرده ، در اثر هوی لطیف و دل انگیز آنجا بیماری زیبده زایل شده، فرموده شهری در آن محل بنا کنند و نام آن را« تب ریز » بگذراند.
اولیا چلبی کلمه « تبریزرا به معنی ستمه دوکوچو » ( ریزنده تف و تاب ) و این نام را با آتشفشانی دیرین کوه سهند مربوط دانسته است.
زنده یاد کارنگ در ادامه می افزاید: مورخان ارمنی هم اسم تبریز را « تورژ یا دورژ » محرّف عبارت « دَ ، ی ، ورژ » و به معنی انتقال گاه دانسته و نوشته اند: بانی تبریز خسرو ارشاکی ( ۲۳۳ – ۲۱۷ م ) حکمران ارمنستان است که آن شهر را به یاد گرفتن انتقام  « ارتبانوس » یا « اردوان » آخرین پادشاه پارتی ارز اردشیر بابکان بنیاد نهاده و نام آن را  ( Da – I – vrez )  گذاشته است.
مؤلف آثار باستانی آذربایجان با افسانه شمردن موارد ذکر شده می نویسد: قدیمی ترین ذکر نام تبریز را در کتیبه سارگن دوم پادشاه آشور خواهیم یافت، شرقشناس شهیر فقید ولادیمیر مینورسکی می نویسد: « سارگن دوم در سال ۷۱۴ قبل از میلاد به قصد تصرف ممالک اورارتو سفری به شمال غربی ایران کرد. از ناحیه سلیمانیه کنونی ( واقع در کردستان عراق ) داخل کردستان مکری شد. از پارسوا  Parsua  ( پسوه کنونی ) و ساحل جنوبی دریاچه ارومیه گذشت. از سوی شرقی دریاچه به راه خود ادامه داد و پس از پشت سر گذاشتن « اوشکایا » ( اسکوی کنونی ) قلعه « تارومی » یا  « تارونی » و « ترماکیس »     را گشود . بعید نیست یکی از این دو کلمه نام قدیمی تبریز کنونی باشد.
چنانچه در ابتدا اشاره شد پیشینه تبریز همواره در هاله ی از ابهام مستور بوده است و بنیاد و وجه تسمیه نامش گاهی افسانه ی، گاهی مغرضانه و گاهی نشأت گرفته از ظن ها وگمان ها می گردد. این که تبریز قبل از اسلام مکانی آباد و یا غیر آباد بوده است هوز سند محکمه پسندی در میان نیست حتی در اوایل ظهور اسلام نیز در حمله اعراب به آذربایجان نامی از تبریز دیده نمی شود.تنها اشاره دقیق و مستند مربوط به زمان سلسله روادیان است که در زمان خلافت متوکل عباسی، رواد ازدی از اهالی یمن در آذربایجان به حکمرانی پرداخت و در زمان او و فرزندانش تبریز رو به آبادی نهاد و دور شهر را بارو کشیدند. از آن زمان به بعد تبریز با سپری ساختن وقایع تلخ و شیرین آوازه ی جهانی یافت. اوصافی که در طول  تاریخ از تبریز شده است به اجمال چنین است:
در قرن چهارم هجری یاقوت حموی تبریز را مشهورترین شهر آذربایجان می خواند. ابوحوقل در ۳۶۷ و ابن مسکویه در ۴۲۱ و ناصر خسرو در ۴۳۸ تبریز را بزرگترین و آبادترین شهر آذربایجان می خوانند.
در سال ۶۱۸ لشکر مغول به پشت دروازه هی تبریز می رسند، اما تدابیر شایان تقدیر بزرگان شهر تبریز را از حمله مغولان مصون نگه می دارد و مردم تبریز با بذل مال شهر را از کشتار و ویرانی رها می سازند. البته این اتفاق سه بار تکرار می شود و در هر سه بار مردم متمول تبریز همان تدبیر را به کار می بندند تا این که در سال ۶۳۸هجری قمری مغول ها به سراسر آذربایجان مسلط می شوند و تبریز را پایتخت خود قرار می دهند که در زمان غازان خان تبریز شکوه ویژه ی می یابد. شنب غازان با ابهت تاریخی اش چشم ها را خیره می سازد. خواجه رشید الدین فضل الله وزیر اندیشمند ایلخانیان ربع رشیدی را بنیاد می نهد که در زمان خود عظیم ترین مرکز علمی – فرهنگی به شمار می رود و از آن همه مجد و عظمت اینک ویرانه هایی از برج هی ربع رشیدی در میان محله ی باقی مانده است.
این شهر در طول تاریخ دوره هی طلایی متعددی را سپری ساخته است. دوران پایتختی ، دوران ولیعهد نشینی ، دوران شکوفایی تجاری، اقتصادی، هنری و …. زمانی مکتب تبریز در عرصه هنر تحول شگرفی را موجب می گردد که امروزه آثار کم نظیر آن دوره   زینت بخش موزه هی جهان است. مردان و زنان نامداری از این شهر برخاسته اند، کعبه ملی روم، میعادگاه عرفا، شعرا اندیشمندان و بزرگان بوده است. به همین خاطر تبریز یگانه شهری است که صاحب  مقبره الشعر است. مقبره ی که خاقانی ها، همام ها، قطران ها و ….. سرانجام واپسین مقتدر آسمان شعر و ادب شهریار شیرین سخن در آن مکان مقدس آرمیده است. اگر چه از بلایی زمینی و آسمانی در امان نمانده است، زلزله ها،   سیل ها ، بیماری هی واگیر ، جنگ ها و .. تبریز را آشفته ، اما باز این شهر همیشه سرفراز به قول آقی یحیی ذکاء ، هر بار از زیر ویرانه ها و خاکسترهی شهر پیشین همچون سمندری، زنده تر و سرفرازانه تر قد برافراشته ، زندگی از سر گرفته و هیچگاه زبون پیشامدها و بازی هی روزگار نگردیده است. میر علی تبریزی واصع خط نستعلیق، پیر سید احمد تبریزی استاد کمال الدین بهزاد و …. از جمله هنرمندانی بودند که تحولی در عرصه دنیی هنر آن روزگاد پدید آوردند. در زمان صفویه این اقتدار هنری در تبریز به اوج خود رسید اما جنگ صفویان با دولت عثمانی آنچه را که یافته شده بود  پنبه ساخت و  از تبریز و از آن هم مجد و عظمتش جز کشتزارهایی سوخته و کوشک هایی ویران چیزی بر جی نماند و پایتخت به اصفهان منتقل شد و هر چه استاد و هنرمند و اندیشمند بود به اصفهان کوچید  و بناهی عظیم اصفهان که امروز مایه مباهات کشورمان است به دست کوچندگان تبریز و هنرمندان این خطه بنیاد شد و پادشاهان صفوی که پادشاهانی فرهنگ دوست و هنر پرور بودند اصفهان را نگین ایران ساختند و همی سعادت از فراز آذربایجان بویژه ، تبریز پر کشید و بر سر اصفهان سایه افکند.
تبریز گذشته از آنچه ذکرش رفت، در امور بنیادی نیز همواره پیشگام بوده است و شاهد این مدعا قیام ها وتحول هی فرهنگی ، هنری و صنعتی است که شاهد آن بوده ایم و هستیم. نقش بنیادی تبریز در نهضت تنباکو به استناد مدارک وجود حقانیت مبداء نهضت تنباکو از تبریز را به اثبات می رساند که در پی آن میرزی شیرازی فتوی معروف خود را صادر می کند وشرح واقعه به قلم پژوهشگر ارجمند آقی صمد سرداری نیا تحت عنوان « تبریز در نهضت تنباکو» به انجام رسیده است. قیام عظیم مشروطیت و نقش تبریز در اعطی مشروطه به مردم آن زمان امر مبرهنی است که حکایتگر دلیری مردان پولادین اراده ی چون زنده یادان ستارخان سردار ملی، باقرخان سالار ملی ثقه الاسلام،شیخ محمدخیابانی، علی مسیو، حسین خان باغبان و … است.
بعد از قیام مشروطه و وقایع مختلف، تبریز پس از سپری ساختن سال هی بحرانی   ۲۰ الی ۲۵ سال ۱۳۳۲ در نهضت ملی ساختن نفت یکی از ارکان حرکت هی آن زمان در سراسر کشور به شمار می رفت و گواه این ادعا، صفحه هی حاکی شور و حال انقلابی مطبوعات تبریز در آن سال هاست و ملاقات هی شادروان سید اسماعیل پیمان با آیت ا… کاشانی و دکتر مصدق می باشد.در نهضت خرداد سال ۱۳۴۲ نیز بازاریان با بستند بازار و خطبی تبریز با ایراد سخنرانی هی مهم و پخش شب نامه ها و حرکت هی اصیل انقلابی دین خود را ادا کردند و سرانجام در ۲۹ بهمن سال ۵۶ با حرکتی توفنده بنیاد شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله را به لرزه درآوردند و عظمت واقعه به قدری غیر منتظره و خارق العاده بود که رژیم شاهی را دچار سردرگمی ساخت و ساواک با تمامی ادعاهی پرطمطراق خود عاجزانه به تقلا برخاست.
آنچه رفت مختصری بود از تبریز و وقایع تاریخی فرهنگی آن. اینک به شرح مختصر یکایک موارد شایان توجه اکتفا می شود. با این امید که این سطور در شناساندن سیمی تبریز بری هر صاحب اشتیاقی سودمند واقع شود.