رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن  ********** ترک من خراب شبگرد مبتلا کن

ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها ********** خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن

از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی ********** بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن

ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده  ********** بر آب دیده ما صد جای آسیا کن

خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا ********** بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن

برشا خوبرویان واجب وفا نباشد ********** ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا کن

دردیست غیر مردن کانرا دوا نباشد  ********** پس من چگونه گویم کین درد رادواکن

در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم  ********** با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن

گر اژدهاست بر ره عشق است چون زمرد  ********** از برق این زمرد هین دفع اژدها کن