کنفسیوس در ۵۵۱ پیش از میلاد در ایالت کوچک لو که امروزه بخشی از شهرستان جدید شاندونگ است متولد شد و در ۴۷۹ پیش از میلاد در گذشت( ۷۲ سال). والدینش، که در زمان کودکی او زندگی را بدرود گفتند، او را کونگ – کویی نامیدند. کنفوسیوس از کلمهٔ لاتین کونگ فوزی، به معنای ((استاد بزرگ،کون گ)) گرفته شده است.
نخستین زندگی نامهٔ او ۳۷۵ سال پس از درگذشتش توسط سوماچیین، مورخ نامعتبر نوشته شد. در طول آن همه سال پس از در گذشت او، به واسطهٔ آن که فردی مشهور و برجسته و نیز حکیم بود، افسانه های بسیاری درباره اش ورد زبان ها بود و لذا سوماچیین در اطلاعاتی که دربارهٔ او کسب کرد، وارد شد.وی آفرینش جهان را مبتنی بر قانون قطبیت میداند؛ به این منظور که از هستی مطلق٬ نخست موجودی یگانه که خود کنفسوس آن را قطب بزرگ میخواند ٬منبعث میشود و همراه آن قطب دیگری که قسمت پذیر است بوجود می آید. این دو قطب با هم روبرو و به هم پیچیده میشوند. از این جا جهان  مانند دو نیروی قوی و ضعیف یا روشنایی و تاریکی و یا نماینده صفات مرد و زن٬ پا به عرصه هستی میگذارد و تغییر و تبدیل یافتن این دو قطب٬ اساس به وجود آمدن خوبی یا بدی و یا خیر و شر است.

کنفوسیوس بزرگترین متفکر دوره باستانی چین است ، به همین سبب هنگاماشاره به فرهنگ سنتی چین نمیتوان اورا نادیده گرفت . در دهه ۷۰قرن گذشته یک دانشمند امریکائی در رده بندی یک صد شخصیت نامدار که در تاریخ بشریت تاثیرات مهم و بزرگی داشته اند کنفوسیوس را بعد ازعیسی و ساکیامونی ودونفر دیگر در مقام پنجم قرار داد. اما برای چینیان تاثیرات کنفوسیوس بیشتر از دیگران است ، در واقع میتوان گفت هر چینی تا اندازه ای متفاوت تحت تاثیر کنفوسیوس قرارداشته است .
کنفوسیوس بنیادگذار تئوری “رو” چین است ، در بیش از ۲۰۰۰ سال گذشته تاثیرات عقاید”رو” در چین نه تنها در زمینه هائی مانند سیاست و فرهنگ بلکه درقول و فعل هر چینی جلوه یافته است . عده ای دانشمندان خارجی حتی اندیشه ” رو” را اندیشه مذهبی چین تلقی میکنند ، اما در حقیقت مکتب فکری ” رو “یکی از مکاتب فکری باستانی چین و نوعی اندیشه فلسفه است نه مذهبی . عقاید ” رو” در جامعه فئودالی بیش از ۲۰۰۰ ساله اندیشه ارتدکس دانسته شده و از جایگاه والایی برخورداربوده است . تئوری کنفوسیوس نه تنها در چین بلکه در برخی از کشورهای آسیا تاثیرات عمیقی دارد. در حال حاضر چینیها در سراسر جهان زندگی میکنند و میتوان گفت تاثیرات اندیشه کنفوسیوس به چین و آسیا محدود نبوده است . زمان زندگی وی حدود ۱۰۰ سال پیشتر از زمان الستوده یونانی است . در تاریخ چین عصرزندگی کنفوسیوس دوران بهار و پائیز نامیده میشود ، درآن زمان کشورپادشاهی- به انحطاط گرائیده و بسیاری از کشورهای کوچک ظهورکردند.
کنفوسیوس اهل کشور ” رو ” یعنی استان سان دون امروزی است . کنفوسیوس در تمام عمر خود به مقامی بالادست نیافت. اما وی صاحب دانش عمیق بود . در چین باستان آموزش در انحصار طبقه اشراف بود، اما کنفوسیوس نظام انحصاری اشراف را در هم شکست . وی شاگردانی از طبقات مختلف را پذیرفت ، گفتنی است حدود سه هزار نفر شاگرد وی بودند ، از میان آنان چند تن همانند کنفوسیوس به دانشمندانی بزرگ تبدیل شدند . آنان اندیشه کنفوسیوس را ادامه و توسعه دادند .
چرا عقاید کنفوسیوس در عصر فئودالی همواره حکمفرما بود؟
پاسخ به این سئوال چندان ساده نیست ، خلاصه کلام عقاید وی درباره درجه بندی جدی ورفرمیسم سیاسی وی با منافع طبقه حاکم منطبق و برای ثبات و توسعه اجتماعی وقت مساعد است . در اوائل ظهور عقاید کنفوسیوس این عقاید به اندیشه اصلی مبدل نشد . تا قرن دوم قبل از میلاد چین وقت کشوری نیرومند و یکپارچه به حساب آمد که تمام اختیارات در مرکز جمع شده بود . حاکمان پی بردند که تئوری کنفوسیوس برای حفظ ثبات جامعه فئودالی مناسب است ؛ لذا آنرا بعنوان اندیشه ارتدکس کشور مشخص کردند.
کتاب موسوم به ” سخنان” که حاوی افکار، سخنان ومطالب درباره کردارکنفوسیوس است دردوره باستانی همچون قران و کتاب مقدس مسیح مقدس بوده است ، در حقیقت ،”سخنان” کتابی با موضوع غنی و زبانهای جالب محسوب میشود و همه جا نور عقلانیت آن میدرخشد . در این کتاب سخنان کنفوسیوس به زمینه های مختلف مانند تحصیل ، موسیقی ، گردشگری و دوستی مربوط است . موضوع تئوری کنفوسیوس بسیار فراوان است ، بسیاری از موارد
امروزه نیز ارزش زیادی دارد ، بسیاری اقوال وی به ضرب المثالهای مورداستفاده عموم مردم چین مبدل شده است .

جمله معروف او: به جای نفرین به تاریکی شمعی روشن کنید.