دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش ********** و از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع ********** سخت می​گردد جهان بر مردمان سختکوش

وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک ********** زهره در رقص آمد و بربط زنان می​گفت نوش

با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام ********** نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی ********** گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

گوش کن پند ای پسر و از بهر دنیا غم مخور ********** گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش

در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید ********** زان که آن جا جمله اعضا چشم باید بود و گوش

بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست ********** یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش

ساقیا می ده که رندی​های حافظ فهم کرد ********** آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش