Amirreza Abbasi امیررضا عباسی

وب سایت شخصی امیررضا عباسی

مشکلات آدمی و راه حل آنها

در این جهان هستی در اصل هیچ مشکلی وجود ندارد . تنها مشکلی که انسان از آغاز پیدایش خلقت داشته بی اطاعتی ( نافرمانی ) اوست و نافرمانی او به خاطر نرسیدگی و متزلزل ( ناپایدار ) بودن دانایی او میباشد این بی اطاعتی که موجب نادانی بزرگ انسان شده و او را به هیولای تکبر و غرور مبتلا ساخته ، این تکبر و نفهمی منهدم کننده  ،  خود را همواره در طی توسعه و تکامل این دنیا بیشتر و بیشتر کرده و امروز نیز فهم ما را از جریان دنیا خاموش و زندگی ما را به خطری مخرب رهنمون میسازد .
در زندگی ای  که ما بر روی زمین و در این جسم داریم ،  زندگی ای که روح و دل ما را  دور  و  بر  دارد  و از برای فکر کردن به آن  ،  روانی بزرگ به ما اعطا میشود  ،  مسئولیتی داریم  ،  برای این تن و برای همه اعمالی که مرتکب میشویم و هم چنین خطا های خودمان .
اغلب سخت است تا اشتباهاتی که ما مرتکب میشویم را به گردن بگیریم و بدان معترف شویم : اما اگر توانایی این کار را پیدا کردیم و به این قابلیت نائل شدیم آنوقت است که اشتباهات ما آموزگار ما شده و به ما تجربه زندگی می آموزد و ما را از تکرار خطاها و اشتباهات جدید مصون میدارند.
هر انسانی مرتکب خلاف میشود  ،  چرا که هر آدم بسان کودکیست در دانایی و فرزندیست در مدرسه جهان هستی و مدرسه الهی  ،  انسان باید اینرا ملتفت شود  واز آن پس به سوی زندگانی درست  و صمیمی هدایت گردد و ایت گردد و بگوشد  که دانایی اش  با کمک خوبیها و قدرتهای راستین و قدرتهای راستین و قدرتهای راستین که معـنای این جهان را به او می آموزانند و او را به شناخت هستی و انسان بودن و درجه انسانیت رهنما میشوند بیافزاید.
هر انسانی که در این جهان هستی وجود دارد بر راهیست ( در راهی قدم بر میدارد )  که نامش   م الله    و یا  دانشکده انشا تن و روان  و  یا   . . . .    است .  اسامی متعلق به زمانهای مختلفند که ما در آن زندگی میکنیم . انسانها هنوز نمی توانند دریابند که همگی در این راهند ، آنها بی اطلاع ناشنوا و نابینا هستند  این تکلیف من و توست  ،  تا آنچه که ما شنیده  و دیده ایم  ( دریافته ایم )  آنها را نیز بینا شنوا و با اطلاع کنیم   ( ودر جریان بگذاریم )  و هنگامیکه ما به آنها می آموزانیم  ،  بایستی آنها سعی به تواضع داشته و در پی یافتن داناییی باشند .
وقتی آدمیان این را را به نحو احسن اجرا کنند ،  دیگر مشکلات و سختی های حل شده اند  ،  چرا که در دانایی کل ارزشهای معتبر موجودند که آدمی را به بزرگی های انسانیت رهنمون میشوند  ،  صداقت در فکر وعمل ،  توجه و احترام ( نزاکت) به یکدیگر و به خلقت  ،  وفاداری  ،  بزرگ منشی ،  خوش قلبی (نیکوکاری) ، ادب صمیمیت ، انسانیت و  . . .     ما نمی توانیم خود تصمیم بگیریم که آیا ما زندگیمان را برای این راه بدهیم یا ندهیم . در نظام هستی چنین در نظر گرفته شده ، که برا ی ما زندگی به این تن  آمده شود ، چنانچه هستی به این تن داده میشود بدون تصمیم شخصی ما  .  ما تنها می توانیم سعی کنیم صالحانه زندگی کنیم و دانایی دریابیم.
قوانین اساسی برای یک زندگی صحیح را میتوانیم در کتابهای مقدس پیدا کنیم و البته نه تنها در آنجا ،  ما آنها را در وجود شخصی خود میابیم   ،   وقتی به آنها دقیقا گوش فرا دهیم این قوانین قبل از خلقت بیرونی  ( ظاهری ) به ما گوشزد می کنند ( هشدار میدهند ) قبل از اینکه ما با محدودیتهای خود و چشم های بیرونی خود بررسی کنیم . مسئله با اهمیت برای دریافت این است که ما بخواهیم آنها را تحت تسلط خود جمع آوری و نگهداری کنیم . این جهان بیرونی ( سطحی )  برای این منظور وجود دارد که از جهت آن ما فکر خود را به حد کمال رسانید کمال رسانیده (تکمیل کرده ) و با آفریدگا) و با آفریدگار خود آشنا شویم ،
در این ایستگاه زمینی که ما جزئی از آن را پشت سر گذاشته ایم  و تنها قسمتی از آن را پیش روی ماست ، آدم ، هر آدمی بایستی که خود را عفو کند ،  و به راه حلی که پیدا میکند و به مکانی که در این خلقت برای او قرار داده شده  با وجود هر چیز که تا کنون آدم بدان موفق شده و هر چیز که قبلا برای او هیولا به نظر می آمده ، هنوز که هنوز است ، آدم یک کودک است  که تازه آغاز میکند    و برداشتن قدم های اول  ،  قدم های اول که دوران کودکی دانایی برای او مهیا میکند . البته لازم میباشد که انسان برای آنچه که تا به امروز به تکامل و توسعه آن موفق شده ، متقابلا احترام ابراز کند  و قابل توجه است ( تاکید می شود ) : این احترام متقابل نه بیشتر باشد نه کمتر.
در حال حاضر انسان مشغول به نابود کردن دنیا و هستی خود میباشد . او به آخر( بن بست)  دنیای خود رسیده . آدم راه اصل را ترک کرده ، راهی که در دانایی سرچشمه وجود ( هستی ) را کسب میکند . روان او در بسیاری از راههای  دور  بر  گمراه و سرگردان است  ،  تکلیف ما که قطعه ای از راه صحیح بسوی دانایی حقیقی را پیموده ایم و یا از آن شنیده و دیده ایم ، این است که آدمیان دیگر را نیز بسوی این راه رجعت نهیم ، به راه درست اندیشیدن و درست عمل کردن .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Amirreza Abbasi امیررضا عباسی © 2018 Frontier Theme